شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شعر خویش گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان داردمن آن ذاتم که او از نیستی جان و روان دارد
۲
وگر هستی بود ممکن که کم از نیستی باشدمن آن هستم که آن از بی‌نشانی‌ها نشان دارد
۳
وگر با نقطه‌ای وهمم کسی همبر بود او راهزاران حجت قاطع که ابعاد چنان دارد
۴
ترازوی قیامت کو همی اعراض را سنجداگر باشم درین کفه دگر کفه گران دارد
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth