خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و بادهکه حرام کرده می را برو ای حلال زاده
۲
زگشاد و بست اختر شبی آن بود که بینمدر خانقاه بسته، سر جام می گشاده
۳
به رهی که نعل ریزد ز تحیر اولین پیهمه اسب شهسواران به کجا رسم پیاده
۴
زند آن چنان زبانه تب غم ز بند بندمکه گمان برند مردم به نی آتش اوفتاده
صفحهٔ ۱ از ۲