شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ایسنگ بر شیشه ناموس مسیحا زده‌ای
۲
نه دل است اینکه تو داری که یکی سنگ سیاهبه کف آورده و بر شیشه دل‌ها زده‌ای
۳
دانی احوال دلم با دل سنگین بتانبه مثل وقتی اگر شیشه به خارا زده‌ای
۴
دور آن دور غم و گردش ای گردش کامبه چه نسبت مثل چرخ به مینا زده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth