خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنیدل نه که سنگ پهلوئی سر نه که بار گردنی
۲
قبله دیر و مسجدی، کعبه زهد و زاهدیغارت دین و دانشی، فتنه کوی و برزنی
۳
بر به صلاح دشمنان، طره و ابروی و مژهدر به مصاف دوستان، تیر و کمان و جوشنی
۴
صدق و ارادت مرا این دو گواه عدل بسکز همه با تو دوستم و از همه ام تو دشمنی
صفحهٔ ۱ از ۲