خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جانان درد دل ناگفته ماند ای نطق تقریریزبان را نیست یارای سخن ای خامه تحریری
۲
رقم کردم ز خون دیده شرح روز هجران رابه سوی او ندارم قاصدی ای باد شبگیری
۳
تماشا برده از جا پای شوقم جلوه ای ای رخز تنهایی دلم دیوانه شد ای زلف زنجیری
۴
بود کان مه به فریادم رسد امدادی ای افغانبود کان سنگدل رحمی کند ای ناله تاثیری
صفحهٔ ۱ از ۲