شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقیبه سر پیر مغان باده بیار ای ساقی
۲
می مباح است به فردای قیامت گویندشب غم نیست کم از روز شمار ای ساقی
۳
ته پیمانه مستان به من افشان که سحابداد فیضی که به گل داد بخار ای ساقی
۴
بنشین تا ز میان شور طرب بر خیزدخیز تا غم بنشیند به کنار ای ساقی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth