خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز مُتْواریرُوانِ عشق صحرائی شدندباز سرپوشیدگانِ عقل سودائی شدند
۲
باز مستورانِ جان و دل پدیدار آمدندباز مهجورانِ آب و گل تماشائی شدند
۳
باز نقاشانِ هفتاختر به سعیِ چارطبعاز سرای پَنجدَر، در خانهآرائی شدند
۴
باز در رعناسرای طبع، طرّارانِ چرخبهرِ این نوخاستْگان در کهنهپیرائی شدند
صفحهٔ ۱ از ۶