خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح تاج العصر حسن عجایبی به حسن زشت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالع از طالعت عجایبترکس ندیدی عجایب دیگر
۲
گه به چرخت برد چو قصد دعاگه به خاک آردت چو عزم قدر
۳
گه به دستت ببندد از دل پایگه به مهرت ببندد از دل سر
۴
گه برهنهت کند چو آبان شاخگه بپوشاندت چو آب شجر
صفحهٔ ۱ از ۱۵