شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح خواجه محمدبن خواجه عمر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش سرمست نگارین من آن طرفه پسربا یکی پیرهن زورقئی طرفه به سر
۲
از سر کوی فرود آمد متواری وارکرده از غایت دلتنگی ازین گونه خطر
۳
ماه غماز شده از دو لبش بوسه ربایباد عطار شده بر دو رخش حلقه شمر
۴
کوه از آن کله بگشاده و از غایت لطفماه بر چرخ شده بستهٔ آن سینه و بر
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth