خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرص
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خداوندان مال الاعتبار الاعتبارای خداخوانان قال الاعتذار الاعتذار
۲
پیش از آن کاین جان عذر آور فرو میرد ز نطقپیش از آن کاین چشم عبرت بین فرو ماند ز کار
۳
پند گیرید ای سیاهیتان گرفته جای پندعذر آرید ای سپیدیتان دمیده بر عذار
۴
ای ضعیفان از سپیدی مویتان شد همچو شیروی ظریفان از سیاهی رویتان شد همچو قار
صفحهٔ ۱ از ۲۷