خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ - در مدح یوسفبن حدادی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست عشق لایزالی را در آن دل هیچ کارکو هنوز اندر صفات خویش ماندست استوار
۲
تا بوی در زیر بار حلق و خلق و جلق و دلقپردهداران کی دهندت بار بر درگاه یار
۳
تا تو مرد صورتی از خود نبینی راستیمرد معنی باش و گام از هر دو کشور در گذار
۴
بندهٔ فضل خداوندیست و آزاد از همهنه عبای خویش داند نه قبای شهریار
صفحهٔ ۱ از ۱۵