خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در ترغیب مردان به احتراز از زنان دلفریب
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیبد ار بی مایه عطاری کند پیوسته یارزان که هر تاری ز زلفش نافه دارد صد هزار
۲
صد جگر بریان کند روزی ز حسنش ای شگفتهر که چندان مشک دارد با جگر او را چکار
۳
مایهٔ عنبر فروشان بوی گرد زلف اوستهیچ دانی تا چه باشد یمن زلفش از یسار
۴
بارنامهٔ چشم آهو از دو دیده کرد پستکارنامهٔ ناف آهو از دو جعدش ماند خوار
صفحهٔ ۱ از ۸