شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح ابوعمر عثمان مختاری شاعر غزنوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشود پیش دو خورشید و دو مه تاری تیرگر برد ذره‌ای از خاطر مختاری تیر
۲
آنکه در چشم خردمندی و در گوش یقینپیش اندازهٔ صدقش به کمان آید تیر
۳
آنکه پیش قلم همچو سنانش گه زخماز پی فایده چون نیزه میان بندد تیر
۴
گر به زر وصف کند برگ رزانر پس از آنبرگ زرین شود از دولت او در مه تیر
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth