خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی بهتر ببینید ایها الناسکه می دیگر شود عالم به هر پاس
۲
دمی از گردش حالات عالمنمییابم نجات از بند وسواس
۳
چو دل در عقدهٔ وسواس باشدچه دانم دیدن از انواع و اجناس
۴
کجا ماند جهان را روشناییچو خورشید افتد اندر عقدهٔ راس
صفحهٔ ۱ از ۵