خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در ستایش قاضی ابوالبرکاتبن مبارک فتحی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به آب ماند یار مرا صفات و صفاشکه روی خویش ببینی چو بنگری بقفاش
۲
ز بوی و خوبی جعد و دو زلف مشکینشز رنگ و گردن و گوش و دو عارض زیباش
۳
نگار خانهٔ چین است و ناف آهوی چیندرون چین دو زلف و برون چین قباش
۴
بسی نماند مر آن سرو و ماه را که شودچو ابر پردهٔ خورشید سایهٔ بالاش
صفحهٔ ۱ از ۲۰