خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در نکوهش دنیاداران
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گرفتار نیاز و آز و حرص و حقد و مالز امتحان نفس حسی چند باشی در وبال
۲
چند در میدان قدس از خیره تازی اسب لافچون نداری داغ عشق از حضرت قدس جلال
۳
باطن از معنیت پاک و ظاهر از دعوی پلیدچون تهی طبلی پر از آواز از زخم دوال
۴
مرد باش و برگذار از هفت گردون پای خویشتا شوی رسته ازین الفاظهای قیل و قال
صفحهٔ ۱ از ۴