شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح امام زکی‌الدین بن حمزهٔ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چون صبح بر کشید علمشد جهان از نسیم او خرم
۲
روشنی آمد از عدم به وجودتیرگی از وجود شد به عدم
۳
شب دیجور شد ز روز جدازان که بد صبح در میانه حکم
۴
چو دو خصم قوی که در پیکارصلح‌جویان جدا شوند از هم
صفحهٔ ۱ از ۲۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth