شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روحی فداک ای محتشم لبیک لبیک ای صنمای رای تو شمس‌الضحی وی روی تو بدرالظلم
۲
مایه ده آدم تویی میوهٔ دل مریم توییهمشهری زمزم تویی یا قبلة الله فی العجم
۳
دانم که از بیت‌اللهی شیری بگو یا روبهیدر حضرت شاهنشهی بوالقاسمی یا بوالحکم
۴
نی نی پیت فرخ بود خلقت شکر پاسخ بودآنرا که چونین رخ بود نبود حدیثش بیش و کم
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth