خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!برگیر ز خاک رهم ای دست کرم، های!
۲
سرگرمی ام از آتش سوزان ته پاستهای آبلهٔ پای طلب ساغر جم، های!
۳
غیر از تو ندانم به که گویم ز جفایتاز دست تو پیش که روم های ستم، های!
۴
ازمنت احسان تو داغ است دل مادلسوزتری از تو ندیدم الم، های!
صفحهٔ ۱ از ۲