شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد آر ای ستمگر از حال خاکساریروزی اگر به کویت باد آورد غباری
۲
هر کس درین گلستان نخلی نشاند بر دادجز نخل ما که هرگز باری نداد باری
۳
ما در پس و تو جانا در منزلی نشستهما غرقه و تو یارا آسوده در کناری
۴
پر اشگ حسرتم چشم در گرد کلفتم دلاین دشت بیکرانست و آن بحر بی‌کناری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth