شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مسلمانان مرا حال تباهیبود از گردش چشم سیاهی
۲
قدش سروی ولی پاینده سرویرخش ماهی ولی تابنده ماهی
۳
بیان گرنیست ما را هست اشگیزبان گر نیست ما را هست آهی
۴
تویی حاکم منت فرمان پذیریتویی سلطان منت فریاد خواهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth