خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۶ - فرش و عرش
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وصفت ای شاه برون از حد درک بشر استعرش، کی، مسکن هر خاکی بی پا و سر است
۲
شاخه چند عقولند و ثنایت برشانای که در خانه اجلال تو اصل شجر است
۳
عرض جسم تو و جوهر عقل صافیبحقیقت مثل جوهر محض و حجر است
۴
عکس را عزم کنی گر به هیولی و صورصورت آنگه چو هیولی و هیولی صور است
صفحهٔ ۱ از ۳