خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۴۰ - دارای جهاندار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط نیست ز آیینه روی تو پدیداراز آه دل سوختگان یافته زنگار
۲
در گلشن روی تو، نه این دانه خال استزنگی بچه ای آمده در روم گرفتار
۳
تیر مژه از چیست بر ابروی کمانتچشم تو اگر نیست چو ترکان کماندار
۴
بر داغ دل کیست که در آتش رویت،بگذاشته ای حلقه ای از طره طرار
صفحهٔ ۱ از ۴