شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر بساز کم زنان خود را بر آن مهتر نهیمگر دغا بازد کسی ما مهره در ششدر نهیم
۲
پاکبازانیم ما را نه جهاز و نه گروگر حریفی زر نهد ما جان به جای زر نهیم
۳
در دو کونم نیست از معلوم حالی یک درمبا چنین افلاس خود را نام سر دفتر نهیم
۴
چون خطا از سامری بینیم در هنگام کارغایت سستی بود گر جرم بر آزر نهیم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth