شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقل محرم تا بود دستور سلطان بدنکی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن
۲
جان جهانی لشکر عالی نسب دارد همیهر یکی با کار و باری در جهان خویشتن
۳
ساخته میران این لشکر ز روی مرتبتشمع اوباشان خود را ز افسر شاهان لگن
۴
شرم دارند ار نهند از تابش زهره کلاهننگ دارند ار کنند از عکس پروین پیرهن
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth