شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۴۴ - صبح صادق

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داد دیگر بار زیور باغ را ابر بهارگشت چون خلد برین از سبزه صحن مرغزار
۲
باد نوروزی وزان شد باز در اطراف باغابر آزاری دگر شد درّ فشان در کوهسار
۳
بار دیگر غنچه از بهر تبسم لب گشودباز از بهر ترنم بیقرار آمد هزار
۴
همچو چشم نوغزالان ختن شد گوئیادیده عابد فریب مست نرگس در خمار
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth