شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۴۸ - مشتاق رضای حق

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشینه به ره دیدم خندان و غزلخوانشگیسوی عبیرآگین رخسار خوی افشانش
۲
هرجا که دلی، چون صید، در دام سر زلفشهرجا که سری، چون گوی، اندر خم چوگانش
۳
شمشاد به شرم اندر پیش قد دلجویشخورشید برغم اندر، با طلعت تابانش
۴
در سبزه همی پنهان یک خرمن نسرینشدر لاله همی پیدا صد دامن ریحانش
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth