شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۸۱ - با سالکان کوی دوست

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به خانه ی درون، دلی بود از آن توولی چه سود کان سرا نمی سزد مکان تو
۲
چو بر لب آوری سخن شود فضای انجمنلبالب از دُر عدن ز لعل دُر فشان تو
۳
تو راست جسم نازنین لطیف تر ز روح و جانعجب که آمده زمین، مکان جسم و جان تو
۴
غبار راهت افسرم، نثار مقدمت سرمبهشت را نمی خرم به خاک آستان تو
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth