شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۸۸ - طرحی نو

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش اندر آمد از درم، خوش خوش نکو دلدارکیعیارکی، مکّارکی، سحّارکی، طرّارکی
۲
بالا و رخسار خوشش، گیسوی و جزع دلکششکشمیرکی، بغدادکی، تبریزکی، تاتارکی
۳
از مشک بر رخ خالکش وز می دگرگون حالکشافتاده بر دنبالکش، گیسوی عنبر بارکی
۴
از خط به ماهش هاله ها، وز خوی گلش را ژاله هابگرفته چون قوّال ها در کف خروشان تارکی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth