شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که داری هوس لعل لب جانان راتا لبش را به لب آری، به لب آری جان را
۲
زهر پیماید اگر خواهم از او آب حیاتدرد افزاید اگر خواهم از او درمان را
۳
دل ویران من آباد شد از دست غمشخواجه تعمیر کند خانقه ویران را
۴
حسن را طرفه غروری است، که پور یعقوب،داد رجحان به زلیخا، ستم زندان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth