شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دام گرفتند و شکستند پرم راوانگاه به بازیچه بریدند سرم را
۲
ای کاش سرم را که به بازیچه بریدند،بریان ننمودند بر آتش جگرم را
۳
عالم همه طوفان شود، ای وای به مردمخشک ار نکند آتش دل چشم ترم را
۴
هر لحظه ز بیداد دگر زیر و زبر کرد،دست غمت این خانه زیر و زبرم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth