شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمنیک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن
۲
بی طرب خوشدل طیور و بی‌طلب جنبان صبابی دهن خندان درخت و بی زبان گویا چمن
۳
سوسن آنجا بردویده تا میان سرو بننرگس آنجا خوش بخفته در کنار نسترن
۴
چاک کرده بر نوای عندلیب خوش نوافوطهٔ کحلی بنفشه شعر سیما بی سمن
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth