شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سایه سعادت و ای مایه شکیبما از تو بی خودیم و هنوزت به ما عتیب
۲
بی خار گل نبوده و بی رنج، مارِ گنجنی خرّمی است بی غم و نی یار بی رقیب
۳
ساقی به همگنان همه صهبای لعل دادجز خون دل نبوده از آن می مرا نصیب
۴
وز جان ما نگار دهد بزم را بخوروز خون ما حبیب کند دست را خضیب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth