شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامتآشوب قیامت، خبری زآن قد و قامت
۲
ای طرّه تو افعی و ای چشم تو آهوای خنده تو معجر و لعل تو کرامت
۳
در زلف تو موسی، سپرد بیضه بیضادر لعل تو عیسی فکند رحل اقامت
۴
ماهی تو و در بزم برافروخته عارضسروی تو و در باغ برافراخته قامت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth