شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحتآموخت مرا شاعری و رسم فصاحت
۲
تا مردم چشمم صدف در تو بیندچون‌ آدم آبی شده در غوص و سباحت
۳
هم چشمه خضری تو و هم جام سکندرهم معدن حسنی تو هم کان ملاحت
۴
هم مایه جادویی و هم سایه اعجازهم آفت آرامی و هم فتنه راحت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth