خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای، دل ما غرق خون از نوک تیرتغرق خون مپسند، صید دستگیرت
۲
ای کمان ابرو، بنازم شست و دستتصید بتوان کرد، هر جا رفت تیرت
۳
در صفت نخجیر، از پیکان مژگانهمچو آهو، عاجز آید شرزه شیرت
۴
در صفت ما عاشقان، جز دل نجویدتیر مژگان، در کمان دلپذیرت
صفحهٔ ۱ از ۴