خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی و لب و تن و ذقن یار نازک استمانند برگ نسترن، این چار نازک است
۲
گر سیم و زر طلب کند و جسم و جان و سرمنت پذیر شو که دل یار نازک است
۳
ای دل خیال بوس لب آن صنم مکنمپسندش این کنند، که بسیار نازک است
۴
مضراب عشق، بر رگ عشاق، مطرباآهسته زن، که رشته این تار نازک است
صفحهٔ ۱ از ۲