شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را هوای باده یاقوت‌فام توستساقی ببخش بوسه، که آن می به جام توست
۲
ما همچو سکه زر خالص گداختیمدریاب ای که سکه خوبی به نام توست
۳
مرغ دلم، ز حلقه زلفت رها مبادوارستگی مرا همه در چین دام توست
۴
خرسند خاطرم، شب هجران، که عنقریب،دست نسیم صبح، به زلف چو شام توست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth