خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشدتا قمر به عقرب هست، روز ما چنین باشد
۲
خوشههای زلفینت، گرد خرمن عارضوه به گرد این خرمن، تا که خوشهچین باشد
۳
هندوی سر زلفت، با دلم مدارا کردمفتی ولایت دان، دزد اگر امین باشد
۴
کفر و دین عاشق چیست، زلف و چهره دلبرگو بیا که پیش ماست، هرچه کفر و دین باشد
صفحهٔ ۱ از ۲