شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منشواله و مست کند نغمه مرغ چمنش
۲
یار مانند بهار آمد و می باید دادباغبان را خبر از سنبل و سرو سمنش
۳
چه توقع کند از بوسه لعلش گل سرخآن که اندر دو لب غنچه نگنجد دهنش
۴
باغبان سرو قدش دید و نظر کرد و نبوددر چمن سرو و شکر خنده شیرین سخنش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth