شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنازم خاک اقلیم سلیمان را که هر مورش،بیارد تخت بلقیسی اگر سازند مأمورش
۲
حدیثی را که عقل از نقل آن دیوانه شد یارب،بدارم تا کی اندر تنگنای سینه مستورش
۳
ندانم شاهد ما را چه شهد آمد به لب پنهان،که می جویند خلقی نوش جان از نیش زنبورش
۴
اگر بهرام گوری عاقبت گورت کشد در برزمن گر باورت نبود، چه شد بهرام و کو گورش؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth