شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دوش فکند زلف را دوشخورشید ز شام شد زره پوش
۲
زلفش چو شبان تار عشاقدر ماتم بخت ما سیه پوش
۳
هنگامه صبح رستخیز استآن شام، که گیرمش در آغوش
۴
ما یاد تو می کنیم دایم،ما را تو چرا کنی فراموش؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth