خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کندمی از حال دل غمزده او را خبری کن
۲
کای طبیب دل بیمار، بر خسته خویش آیبعیادت قدمی نه، به عنایت نظری کن
۳
کف آبی به دل سوخته غمزده ای زنمشت خاکی به سر خسته خونین جگری کن
۴
مرهمی برتن صد پاره ز تیر ستمی نهگذری بر سر غمدیده ی بی پا و سری کن
صفحهٔ ۱ از ۲