شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،کاخم شده است گلشن و کویم شده چمن
۲
ماه است و ماه را نبود لعل لب عقیقسرو است و سرو را، نبود سیم ساده تن
۳
زلف دوتاش، آیت جادوی سامریلعل لبانش، غیرت یاقوت بوالحسن
۴
زنجیر عقل آمد و پابند هوشیارآن زلف حلقه حلقه و آن جعد پرشکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth