شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بوستان لاله رویت بهار منبندد نگار از تو بهار ای نگار من
۲
بر من خزان بهشت ز اردیبهشت شدتا صفحه نگار تو آمد بهار من
۳
دارم دلی مشوش و آشفته چون نسیمتا زلف بی قرار تو آمد قرار من
۴
این مار دوش توست، چو ضحاک تازیان،آخر دمار می کشد از روزگار من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth