خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داری ز چمن گر هوس حلقه دامیای مرغ دل ما، بنشین بر سر بامی
۲
ما را ز حرم راند اگر شیخ به تزویرغم نیست که در دیر گرفتیم مقامی
۳
در دیر که زنّار شود رشته تسبیحاز ننگ مجو نام، اگر طالب نامی
۴
ساقی بده از ساغر لب، باده که ما راهرگز نبود بهتر از این شرب مدامی
صفحهٔ ۱ از ۲