شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۴۰ - صفت قنّاد

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قنّاد که خون عاشقان خورداز شیرینی، دل مرا بُرد
۲
دارد دهنی جو نُقل پستهشیرین وز گفتگوی بسته
۳
مغزم ز خیال آن بت چینچون کلّه ی قند گشته شیرین
۴
شیرین شده، دیده، توی بر توچون قرص زرشک و قرص لیمو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth