شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۴۴ - صفت باسمه چی

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بسمه چی ای دلم هواییستچون باسمه رنگ من طلائیست
۲
شد زرد و ضعیف از غم دوستهم چون ورق طلا مرا پوست
۳
شاید آید به کار جاناناین خسته که قالبی ست بیجان
۴
دل تنگ و امید دل فراخستچون قالب او هزار شاخ است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth