خلوتی با وحیدالزمان قزوینی
بخش ۴۹ - صفت عصّار
شهرآشوب کوچک
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عصّار که از فشار اویمخون آب دود ز دل به رویم
۲
دایم دارد ز هجر آن یاربر دل باری چو سنگ عصّار
۳
شد مغز روان ز بار جانمچون آب ز جوی استخوانم
۴
بینا، نه همین بروست حیراندارند به دل هواش، کوران
صفحهٔ ۱ از ۳