شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۵۰ - صفت لوّاف

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لوّاف که برده از سرم خوابافکند از درد در رگم تاب
۲
چون قرعه به راه آن جفا جوغلطان رفتم ز بس به پهلو
۳
بنمود رگم ز چشم غمگینپر خار چو ریسمان مویین
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth